|
40 عدد فیلم قابل دانلود از هتاکی در روز عاشورا توسط امویان در تهران اَللّهُمَّ اِنَّ هذا يَوْمٌ تَبرَّکَتْ بِهِ بَنُو اُمَيَّةَ وَ ابْنُ آکِلَةِ الَْآکبادِ اللَّعينُ ابْنُ اللَّعينِ عَلى لِسانِكَ وَ لِسانِ نَبِيِّكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ------------------------- وَ هذا يَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِيادٍ وَ آلُ مَرْوانَ بِقَتْلِهِمُ الْحُسَيْنَ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْهِ
ای چشم تو بیمار ، گرفتار ، گرفتار
اين روزها اگر چه در دانشگاهها به دليل نفوذ يك جريان فاسد، شاهد هتك حرمت به مقدسات مردم ايران و حضرت امام بوده ايم، اما سيري در تاريخ سي ساله انقلاب اسلامي نشان دهنده اين است كه اين فضاي سو استفاده سياسي از دانشگاه مربوط به اين روزها نبوده و در اوايل انقلاب نيز كه دانشگاه براي برخي جريانات سياسي فاسد و مخالف انقلاب به عنوان يك سنگر تبديل شده بوده است، رويكردهاي مشابهي با رويكردهاي امروز جريان فاسد در دانشگاه اتخاذ كرده بودند، در همان ايام است كه حضرت امام خطاب به فرزندان انقلابي خود در دانشگاه ها، رهنمودهايي را براي مقابله با اين جريان فاسد مطرح فرمودند، كه در ادامه مطلب اين رهنمودها براي استفاده فرزندان انقلابي حضرتش در دانشگاه ها بیان مي شود: آقا شما نشسته ايد كه چهار تا كمونيست بيايند در دانشگاه و قبضه كنند دانشگاه را!؟ شما مگر كمتر از آنها هستيد؟ عدد شما بيشتر از آنهاست؛ حجت شما بالاتر از آنهاست. شما اين مسائل را كه بگوييد، خيانت اينها را مىتوانيد واضح بكنيد در آن مكان، در دانشگاه. خيانتشان را مىتوانيد واضح بكنيد كه خودشان بگذارند بروند. بايستيد، صحبت كنيد. بگوييد آقا، خوب بياييد يكى يكى بگوييد ببينم شما چكاره هستيد آمده ايد توى دانشگاه داريد اخلال مىكنيد؟ مىخواهيد چه بكنيد؟ مىخواهيد درس بگوييد برايمان؟ شما كار خودتان را اول حساب بكنيد كه چكاره هستيد توى اين مملكت. شما از اهل اين مملكت هستيد، يا عمال غير هستيد خودتان را به ما مى چسبانيد؟ بايستيد آقا بگوييد. البته بايد اشخاصى هم كه گوينده هستند بيايند در دانشگاه...در هر صورت عمده، فعاليت خود شماهاست....اينها تودهنى مىخواهند آقا! عدد شما زيادتر است؛ حجت شما بالاتر است؛ خيانت آنها واضح است. گفتن مىخواهد. اجتماع بكنيد، بگوييد مطالب را. يك رئيس، يك معلم را كه مىبينيد كمونيستى است بيرونش كنيد از دانشگاه. من نمىگويم حالا جنگ بكنيد با آنها، جنگ نمىخواهيم حالا بشود، اگر يكوقتى منتهى به اين شد، به يك روز اينها را بيرونشان مىكنيم! اما حالا نمىخواهيم يك جنگى بشود؛ مىخواهيم حالا با ملايمت بشود؛ اما خوب، با صحبت. آنها صحبت مىكنند؛ شما هم صحبت بكنيد. شما ننشينيد يكى ديگر برايتان صحبت بكند؛ يك روحانى بيايد صحبت كند؛ خودتان برويد، هر كدامتان مىتوانيد، در مقابل آنها بايستيد صحبت كنيد. آن مىگويد؛ شما هم بگوييد. آن وقت يكى يكى انگشت بگذاريد روى كارهايشان كه تو اين كارى كه مىكنى براى چيست؟ تو، تو تابع كى هستى كه اين كارها را مىكنى؟ تو ايرانى هستى و اين كار را مى كنى، يا امريكايى هستى يا شوروى؟ يا براى آنها كار مىكنى، يا براى ايران. اگر براى آنها كار مىكنى، جاى شما اينجا نيست، برو آنجاها كار بكن. 23 خرداد 1358
شما ملاحظه کنید یه عده ای قانون شکنی کردند، ایجاد اغتشاش کردند، مردم رو به ایستادگی در مقابل نظام تا اونجایی که میتوانستند تشویق کردند،حالا تیغشون نبرید اون کاری که می خواستند نشد اون بحث دیگریست. اونا تلاش خودشون رو کردند. زبان دشمنان انقلاب را و دشمنان اسلام را دراز کردند جرأت به اونها دادند کاری کردند که دشمنان امام اون کسانی که بغض امام رو در دل داشتند جرأت پیدا کنند بیان توی دانشگاه و به عکس امام اهانت بکنند. کاری کردند که دشمن مأیوس و ناامید جان بگیره تشویق بشه بیاد در مقابل چشم انبوه دانشجویانی که مطمئن اینها علاقه مند به امام اند علاقه مند به انقلابند عاشق کار برای کشور و میهن شون و جمهوری اسلامی هستن در مقابل چشم اینها یک چنین اهانتی یک چنین کار بزرگی انجام بدن. اون قانون شکنی شون اون اختشاش جویی شون تشویق به اختشاش و کشوندن مردم به عرصه اختشاشگری. اینم نتایجش. ادامه بیانات در ادامه مطلب
در جریان انتخابات دهم ریاست جمهوری برخی شعارهای انقلابی بازخوانی و بازگویی شد؛ که از جملهی آنها شعار "مرگ بر دیکتاتور" بود که توسط ملت در زمان انقلاب علیه رژیم پهلوی سر داده میشد. شعاری که در این دوره علیه رهبر نظام و رئیس جمهور سر داده شد! در این میان حامیان نظام نیز در اقدامی خودجوش شعار "مرگ بر منافق" را علیه میرحسین موسوی و برخی اشخاص حامی وی سر دادند که در نوع خود قابل توجه بود! دامنهی شعاردهی محدود به انتخابات نماند و حتی تا این لحظه نیز این شعارها در مراسمهای خاص شنیده میشود. شعار مرگ بر دیکتاتور محدود به همان دو شخص ماند اما شعار مرگ بر منافق پای خود را فراتر نهاد و حتی دامان اشخاصی همچون هاشمی رفسنجانی، خاتمی و کروبی را نیز گرفت. در هفتهی گذشته مقام معظم رهبری در نطقی که همگی آنرا شنیدیم مردم را بر این نکته سفارش کردند که مراقب باشید چه کسی را منافق و ضد ولایت فقیه خطاب میکنید. و متأسفانه همچون گذشته بعد از این سخنرانی حامیان نظام در اقدامی متحیرانه خواهان این شدند که به افرادی چون موسوی و خاتمی و کروبی لقب منافق داده نشود!! غافل از اینکه مسأله چیز دیگریست. و هدف اصلی مقام معظم رهبری شخص دیگریست که همچنان از دید مردم، منافق و ضد ولایت فقیه خوانده میشود!! اینکه آقای هاشمی رفسنجانی دچار فتنه الهی (در قالب فتنه فرزند) شدهاند امریست که بر همگان ثابت شده است. لذا صرف این مورد دلیلی بر منافق و ضد ولایت فقیه بودن ایشان نیست. فراموش نکنیم که میرحسین موسوی و مهدی کروبی باید همچنان با شعارهای مرگ بر منافق و مرگ بر ضد ولایت فقیه در گروه نااهلان و نامحرمان انقلاب باقی بمانند. به امید بیداری قوهی قضائیه جهت محاکمهی منافقین و معاندین نظام !!!
در ميان اخبار مربوط به رويدادهاي 16 آذر در دانشگاههاي تهران، خبر "فرار " يكي از اعضاي انجمن اسلامي منحله دانشگاه اميركبير با "لباس زنانه " افكار عمومي را به تعجب واداشت. مجيد توكلي روز گذشته پس از آنكه نتوانست با سخنراني ساختار شكنانه و اهانت آميز خود بر تعداد تجمع كنندگان حامي مير حسين موسوي بيفزايد، با مشاهده حضور پررنگ دانشجويان حامي انقلاب اسلامي احساس خطر كرد و با آرايش و لباس زنانه آماده فرار از دانشگاه شد. او كه همانند زنان محجبه، مانتو به تن كرده و مقنعه و چادر به سر داشت و حتي يك كيف زنانه را نيز براي محكم كاري به دوش انداخته بود، در رسيدن به هدف خود ناكام ماند و توسط مامورين امنيتي دستگير شد. اين در حالي است كه عكس وي در بسياري از تجمعات دانشجويان افراطي به عنوان نماد "مقاومت جنبش دانشجويي " در ميان تجمع كنندگان توزيع ميشد. "فرار با لباس زنانه " البته پيش از اين هم، اتفاق افتاده است. بني صدر نيز در اوايل انقلاب و پس از آنكه خيانت هايش به انقلاب و نظام جمهوري اسلامي مشخص شد، با لباس زنانه از كشور گريخت و به فرانسه پناهنده شد. مجيد توكلي پيش از اين نيز سابقه توهين به مسئولان نظام و حتي زندان را در كارنامه خود دارد. وي كه متولد سال 1365 در شيراز است، در سال 83 و در رشته كشتيراني وارد دانشگاه اميركبير شد اما به دليل آنكه در چهار ترم پياپي معدل درسي او زير 10 بود، از اين دانشگاه اخراج شد. شبكه ايران نوشت او پس از اخراج از دانشگاه و در جريان حضور احمدي نژاد در دانشگاه اميركبير هم، از دانشجوياني بود كه نقش مهمي در پروژه اهانت به رئيس جمهور ايفا كرد. وي همچنين به همراه دو دانشجوي ديگر به خاطر انتشار نشريات موهن عليه ائمه اطهار(ع) در دانشگاه امير كبير، مدت 15 ماه را در حبس بود. اما گويا 15 ماه زندان براي توكلي كافي نبود، چراكه وي در روز 17 بهمن ماه سال گذشته نيز در جريان ممانعت نيروهاي امنيتي از برگزاري مراسم سالگرد بازرگان، همراه با سه دانشجوي ديگر دستگير شد و 115 روز ديگر را در زندان گذراند. گفتني است توكلي از جمله سردسته هاي اهانت كنندگان به مقدسات در نشريات دانشجويي بود. بانيان اين نشريات حتي ديگر دانشجويان را دعوت به همراهي و ايجاد آشوب كرده بودند: "دموكراسي و آزادي بدون هزينه به دست نميآيد و البته در هر فرصتي هم محقق نميشود(!) زمان آن اكنون است و فردا بسيار دير است بايد برخاست و قداستهاي تصنعي(!) و مقدسات مردمفريب را ساقط كرد. " اين جملات در قالب مقالهاي با عنوان "هيچ كس مقدس نيست! " براي فراهم كردن يك فضاي اعتراض عمومي منتشر شده بودند. حمله به اهل بيت نيز دستمايهاي بود براي حمله به رهبريت نظام. در لا به لاي مقالات جملاتي ديده ميشد كه هر انسان آزادهاي از بيان آن شرم ميكرد. علي(ع) و محمد(ص) هم گناه كبيره ميكردند: "علي نه نور بود و نه آسماني و نه معصوم... علي يك انسان خطاپذير و غير معصوم بود. فراتر از آن محمد نيز چنين بود، حال تكليف ولي فقيه بسيار روشن است. " رئيس جمهور منتخب مردم فاشيست لقب گرفته بود و رهبر انقلاب ديكتاتور!
امام خمینی: · غدیر آمده است که بفهماند سیاست به همه مربوط است. · زنده نگه داشتن این عید، نه برای این است که چراغانی بشود و قصیده خوانی بشود و مداحی بشود. اینها خوب است؛ اما مسئله این نیست. مسئله این است که به ما یاد بدهند که چطور باید تبعیت کنیم. به ما یاد بدهند که غدیر، منحصر به آن زمان نیست؛ غدیر در همه اعصار باید باشد و روشی که حضرت امیر در این حکومت پیش گرفته است، باید روش ملتها و دست اندرکاران باشد. قضیه غدیر، قضیه جعل حکومت است. این است که قابل نصب است؛ والاّ، مقامات معنوی قابل نصب نیست. رهبر عزیز انقلاب : · عظمت اصحاب خاص امیرالمومنین علیه الصلوة و السلام در این است که در هیچ شرایطی دچار اشتباه نشدند و جبهه را گم نکردند. · مرحوم آقاى مطهرى (رضواناللهعليه) مقالهاى به نام «الغدير و وحدت اسلامى» دارد؛ ايشان در آن، اين مسأله را تبيين مىكند كه، طرح مسألهى غدير، چطور مىتواند وسيلهاى باشد براى نزديك كردن دلهاى مسلمانها به همديگر. مرحوم علامهى امينى هم عقيدهى شيعه را در «الغدير» اثبات كرده است؛ اما كتاب، بيان، لحن، سليقه و شيوهى برخورد او با مسأله، طورى است كه همهى مسلمين را جذب مىكند. شما تقريظ هايى را كه مسلمانان مصر، شام و ديگر نقاط دنيا بر كتاب ايشان نوشتهاند، ببينيد! ما بايد توجه داشته باشيم كه نوع طرح مسأله، طورى نباشد كه به جدايى مسلمانها بينجامد؛ اين خيلى مهم است. بايد مراقب باشيم كه مسأله را طورى طرح كنيم كه همعقيدههاى خودمان ناراحت نشوند. البته بايد عقيدهى خودمان را بيان و آن را تثبيت كنيم؛ اما اشتباهات و خطاها را هم برطرف كنيم.
...روايتي را در رابطه با اين كه «اولويت با چيست؟» ميخوانم. در رجال کشّی که از منابع مهمترین منابع رجالي ماست، زید مفضل -که همین مفضلابنعمر است و توحید مفضل در حقیقت قرائت حضرت بر مفضل است- در مباحث توحیدی در صفحه 326 (كتاب كشي) آمده که أنّ عدّتاً مِن اهل الکوفة کَتَبوا إلی الصّادق علیه السلام فقالوا انّ المُفضّل يجالس الشّتار و اصحابَ الحَمام. عدهاي نامه نوشتند به امام صادق(ع) و گفتند که مفضل با لات و لوتها و کفتربازها میچرخد. شما نامهاي به مفضل بنویس تا خودش را جمع و جور کند. بالاخره برای تیپ علما و اصحاب شما این جریان خوب نيست. حضرت نامه نوشتند و سرش را هم مهر و موم کردند و گفتند این را به دست مفضل برسانید.... متن کامل این سخنرانی به همراه فایل صوتی و جزوه چاپی را از اینجا می توانید دانلود کنید.
- امام خمینی (صحیفه امام ، ج 10، ص 476) : چاره نيست كه ما تحمل كنيم برچسب ارتجاع را. ما ارتجاعى هستيم كه دست خائنان را از مملكت قطع كرديم. و ما ارتجاعيون آزادى را به مملكت برگردانديم. و ما ارتجاعيون استقلال را به مملكت خودمان برگردانديم. و ما ارتجاعيون دزدها را كه بر ذخاير ما سلطه داشتند، از مملكت خودمان خارج كرديم. و ما ارتجاعيون آزادى به همه قشرها داديم. و بعد از اينكه معلوم شد، از بعضى دادگاهها به واسطه توطئهاى كه شده بود، نگذاشتند توطئه را انجام بدهند. ما بايد تحمل كنيم اين مسائل را، و بايد هم از همينهايى كه در ايران هستند و به اسم روشنفكر يا به اسم نويسنده و امثال ذلك هستند و خرابكار هستند، اين برچسبها را قبول كنيم. اهل فتنه مايلند كه خشيت خودشان را، خوف از خودشان را در دل نخبگان و خواص، به جاى خشيت از خدا بنشانند؛ يعنى مايلند كه از آنها ترسيده بشود؛ «الّذين قال لهم النّاس إنّ النّاس قد جمعوا لكم فاخشوهم فزادهم ايمانا و قالوا حسبنا اللَّه و نعم الوكيل». يعنى اينكه دائماً دارند به ما ميگويند: آقا ! «إنّ النّاس قد جمعوا لكم فاخشوهم»، جوابش همين است: «فقالوا حسبنا اللَّه و نعم الوكيل». نتيجهى اين احساس، اين درك، اين حقيقت روحى و معنوى همين است كه: «فانقلبوا بنعمة من اللَّه و فضل لم يمسسهم سوء». بنابراين، بايستى اين شجاعت را داشت.
نه! اميدي به شما نيست، حقارت، آزاد
|